تبليغاتX
..::: تـــــرانه و ترنــــــــم :::..
..::: تـــــرانه و ترنــــــــم :::..
*~*~سال نو مبارك~*~*

 

پادشاهي جايزه بزرگي براي هنرمندي گذاشت که بتواند به بهترين شکل , آرامش را تصوير کند

نقاشان بسياري آثار خود را به قصر فرستادند . آن تابلوها ، تصاويري بودند از جنگل به هنگام غروب , رودهاي آرام و کودکاني که در خاک مي دويدند , رنگين کمان در آسمان ، و قطرات شبنم برگلبرگ گل سرخ؛

 

پادشاه تمام تابلوها را بررسي کرد , اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد .

 

 اولي , تصوير درياچه آرامي بود که کوههاي عظيم و آسمان آبي را در خود منعکس کرده بود . در جاي جايش مي شد ابرهاي کوچک و سفيد را ديد , و اگر دقيق نگاه مي کردند ، در گوشه چپ درياچه ، خانه کوچکي قرار داشت , پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن برمي خواست که نشان مي داد شام گرم و نرمي آماده است.

 

تصوير دوم هم کوهها را نمايش مي داد . اما کوهها ناهموار بود . قله ها تيز و دندانه اي بود . آسمان بالاي کوهها بطور بيرحمانه اي تاريک بود , و ابر ها آبستن آذرخش , تگرگ و باران سيل آسا بود.

 

اين تابلو هيچ با تابلو هاي ديگر ي که براي مسابقه فرستاده بودند , هماهنگي نداشت . اما وقتي آدم با دقت به تابلو نگاه مي کرد ، در بريدگي صخره اي شوم جوجه پرنده اي را مي ديد . آنجا , در ميان غرش وحشيانه طوفان گنجشکي ، آرام نشسته بود.

 

پادشاه درباريان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده جايزه بهترين تصوير آرامش ، تابلو دوم است . بعد توضيح داد:

 

آرامش آن چيزي نيست که در مکاني بي سرو صدا , بي مشکل ، بي کار سخت يافت مي شود , چيزي است که مي گذارد در ميان شرايظ سخت , آرامش در قلب ما حفظ شود . اين تنها معناي حقيقي آرامش است.

 

با آرزوي سالي پر از آرامش براي همگي ؛

 

 ..::: سال نو مبارك :::..

 

 



| *| جمعه 30 اسفند1387 1:38 «Tave» |
*~*~بگو مرا~*~*

ببين مرا . به گوشه چشمي ، نگاهي .

بگو مرا . به كوته حرفي ، كلامي .

پايان پاييزم . بي حتي برگ زردي . گرمم برويان . به نسيم مهري باراني .

خسته ام سخت . خوابم كن . به آوايي ، لالايي .

ببر مرا . دورم كن .

به سرزمين عشقي ، اشتياقي .

نيمه شبم . تاريكم . نورم كن .

به چراغ صبحي . پگاهي .



| *| چهارشنبه 28 اسفند1387 0:42 «Tave» |
*~*~valentine day~*~*

Making a million friend is not a miracle

The miracle is to make a single friend who stand

by your side when a million are against you

_________________________________________ 

LIFE without LOVE

like

FIFTY without FIVE

************************** 

Have a happy valentine day



| *| جمعه 25 بهمن1387 2:25 «Tave» |
*~*~ بیست و پنجم بهمن/روز والنتاین~*~*



| *| دوشنبه 21 بهمن1387 2:32 «Tave» |
*~*~من باور دارم~*~*

من باور دارم ...

که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست.

و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست دارند نمى‌باشد.

 

باور دارم ...

که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.

 

باور دارم ...

که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق واقعى نيز همين طور است.

 

باور دارم ...

که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.

 

باور دارم ...

که زمان زيادى طول مى‌کشد تا من همان آدمی بشوم که مى‌خواهم.

 

باور دارم ...

که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.

 

باور دارم ...

که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.

 

باور دارم ...

که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.

 

باور دارم ...

که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که بايد انجام گيرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.

 

باور دارم ...

که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات مى‌دهند.

 

باور دارم ...

که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد که ظالم و بي رحم باشم.

 

باور دارم ...

که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.

 

باور دارم ...

که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.

 

باور دارم ...

هر چقدر هم که دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.

 

باور دارم ...

که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

 

باور دارم ...

که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.

 

باور دارم ...

که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.

 

باور دارم ...

که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم تغيير يابد.

 

باور دارم ...

که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر روى ديوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

 

باور دارم ...

که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم خيلى زود از دستم گرفته خواهند شد.

 

 



| *| دوشنبه 21 بهمن1387 2:21 «Tave» |
*~*~The Lord is my shepherd~*~*

The Lord is my shepherd, I shall not want

 He maked me to lie down in green pastures

 he leadeth me beside the still waters

 he restoreth my soul

 He leadeth me in paths of righteousness

 for his name's sake

 yea though I walk through the shadow of the valley of death

 I will fear no evil, for thou art with me

 they rod and they staff, they comfort me

 Thou preparest a table before me in the presence of mine enemies

 Thou anointest my head with oil

 my cup runneth over surely

  Goodness and mercy shall follow me all the days of my life

and

I will in the house of the Lord

 forever



| *| سه شنبه 15 بهمن1387 2:20 «Tave» |
*~*~نامه ی بی جواب ~*~*

سلام بهونه ي قشنگ من براي زندگي

آره بازم منم همون  ديوونه هميشگي

 

فداي مهربونيات ، چه مي كني با سرنوشت؟

دلم برات تنگ شده بود ،  اين نامه رو واست نوشت

 

حال منو اگه بخواي ، رنگ گلاي قاليه

جاي نگاهت بدجوري ، تو صحن چشمام خاليه

 

ابرا همه پيش منن ، اينجا هوا پر از غمه

از غصه ها هرچي بگم  ، جون خودت بازم كمه

 

ديشب دلم گرفته بود ، رفتم كنار آسمون

فرياد زدم يا تو بيا ، يا منو پيشت برسون

 

فداي تو ،  نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم

حقيقتو واست بگم ، به آخر خط رسيدم

 

رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي

قسمت تو سفر شدو  قسمت من آوارگي

 

نمي دوني چقدر دلم  تنگه براي ديدنت

براي مهربونيات، نوازشات ، بوسيدنت

 

به خاطرت مونده يكي ، هميشه چشم به راهته؟

يه قلب تنها و كبود ، هلاك يك نگاهته؟

من مي دونم همين روزا ، عشق من از يادت مي ره

بعدش خبر مي دن بيا ، كه داره دوستت مي ميره

 

روزات بلنده يا كوتاه ؟ دوست شدي اونجا با كسي؟

بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي

 

يه وقت منو گم نكني تو دود اين شهر غريب

يه سرزمين غربته  با صد تا نيرنگ و فريب

 

فداي تو  يه وقت شبا  بيخوابي خستت نكنه

غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه

 

چادرشب  لطيفتو از روت شبا پس نزني

تنگ بلور آبتو  يه وقت ناغافل نشكني

 

اگه واست زحمتي نيست بر سر عهدمون بمون

منم تو رو سپردمت دست خداي مهربون

 

راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم

رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم

 

از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره

زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بدتره

 

غصه نخور تا تو بياي حال منم اينجوريه

سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه

 

گلدون شمعدونيمونم عجيب واست دلواپسه

مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه

 

تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره؟

دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره؟

 

از وقتي رفتي تو چشام فقط شده كاسه ي خون

همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون

 

يادت مي آد  گريه هامو ريختم كنار پنجره؟

داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره

 

يادت مي آد خنديديو گفتي حالا بذار برم؟

تو رفتي و منم حالا كنار در منتظرم

 

امروز ديدم ديگه داري منو  فراموش مي كني

فانوس آرزوهامونو  داري خاموش مي كني

 

گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست !

با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست !

 

عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه

يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه

 

تنها دليل زندگي ! با يه غمي دوست دارم

داغ دلم تازه مي شه اسمتو وقتي مي آرم

 

وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير؟

مگه نگفتم چشماتو از چشم من هيچ وقت نگير؟

 

حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه

تو رفتي من غريب شدم چه دنياي عجيبيه

 

زودتر بيا ، بدون تو اينجا واسم جهنمه

ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه

 

تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم مي شه

مگه نگفتي همه جا مال مني تا هميشه؟

 

دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار

تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار

 

فكر نكني از راه دور دارم سفارش مي كنم

به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش مي كنم

 

اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب !

كه هر صفحش قصه ي چند تا درده و  چند تا عذاب

 

مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن

نورشونو بدرقه ي  پاكي خنده هات كنن

 

يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي ذاره‌

منم همون كسي كه  بيشتر از همه دوستت داره !

 



| *| یکشنبه 6 بهمن1387 22:49 «Tave» |
*~*~کاش~*~*

کاش من هم چون تو

فارغ از دغدغه تنهایی

کوله بار سفری می بستم

تا به آن آبی دور

تا به آن سبز خیال

چه کنم می ترسم

که من از وحشت تنها بودن

دل به این شهر غریب

دل به این غربت و غمها دادم

تو چه راحت رفتی

و دلم در پی یادت گهگاه به افق می نگرد

آسمان دلخون است از غم رفتن تو

 



| *| سه شنبه 1 بهمن1387 2:20 «Tave» |
*~*~2009~*~*

 

2009

 is at the door

Remember

Life is short

Break the rules

Forgive quickly

Kiss slowly

Love truly

Laugh uncontrollably

And

Never regret anything that made you smile

Send this massage to all the people you love and don’t want to lose in

2009

Happy new year 2009

Merry Christmas  

 



| *| چهارشنبه 11 دی1387 0:23 «Tave» |
*~*~شور عاشورا~*~*

 

كوچه كوچه دلم پر از غوغاست ...

هر طرف خيمه عزا برپاست،

قدسيان سوگوار و محزونند ...

همه هستى سيه پوش و عزاست

ماه خون و خروش و ماتم شد ...

ماه خون خدا محرم شد

.......................................................

باز محرم شدو دلها شکست ...

از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد ...

از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت ...

دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم و لیلا همه در خون شدند ...

این چه غمی بود که دنیا شکست...؟

 

 

خیمه ماه محرم زده شد بر دل ما ...

باز نام تو شده زینت هر محفل ما

جز غم عشق تو ما را نبود سودایی ...

عشق سوزان تو آغشته به آب و گل ما

............................................................

ديباچه ي عشق وعاشقي باز شود ...

دلها همه آماده ي پرواز شود

با بوي محرم الحرام تو حسين ...

ايام عزا وغصّه آغاز شود

..............................................................

ايام عزاداري سيد و سالار شهيدان، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) تسليت باد.

 



| *| یکشنبه 8 دی1387 11:25 «Tave» |
*~*~انتظار~*~*

 

شکفتن، آرزو، لبخند، جمعه
جهان را گر چه آکندند، جمعه
گذشت و باز هم باران نبارید
تحمل تا به کی؟ تا چند جمعه؟!

 

اي روح تو آسماني و جانت پاك
از پرتوی نورت شده روشن افلاك
بيچاره شديم از نبودت اي دوست
يا سيدنا متي ترانا و نراك


چه انتظارعجیبی! نه زحمتی، نه وفایی؛ فقط نشسته و گفتیم:خدا كند كه بیایی!    
         

"اللهم عجل لوليك الفرج"

 



| *| جمعه 6 دی1387 2:37 «Tave» |
*~*~یلدا مبارک~*~*



| *| شنبه 30 آذر1387 2:37 «Tave» |
*~*~برف~*~*

الا ای برف!

چه می ‏باری بر اين دنيای ناپاکی؟

بر اين دنيا که هر جايش

رد پا از خبيثی است

مبار ای برف!

تو روح آسمان همراه خود داری

تو پيوندی ميان عشق و پروازی

تو را حيف است باريدن به ايوان سياهی‏ها

تو که فصل سپيدی را سرآغازی

مبار ای برف!

 



| *| شنبه 30 آذر1387 2:14 «Tave» |
*~*~عرفه~*~*

پروردگارا در جان من آزادگي

در روح من بي نيازي

در قلبم اطمينان

در كارهايم يكرنگي

در چشمم نور

و در دينم روشن بيني ... بگذار.

 

..:: بخشي از دعاي عرفه ::..



| *| دوشنبه 18 آذر1387 2:43 «Tave» |
*~*~تو به فردا اندیش~*~*

ما همه انسانیم...

شب اگر نزدیک است تو به فردا اندیش

باید آهسته قدم را برداشت تا به سرخی شقایق پیوست

دست ها را به زلال چشمه باید شست...

ما همه انسانیم و همه یکسانیم

سهم ما ساختن زیباییست

زندگی را بنگر در رگ سبز صنوبر جاری است

و ... تو ای زنده به زیبایی مهر

بوی گل را به نسیمی بسپار که امانت دار است

 



| *| پنجشنبه 14 آذر1387 15:31 «Tave» |
*~*~زندگی~*~*



| *| جمعه 1 آذر1387 15:39 «Tave» |
*~*~ SMS تنها يك~*~*

 

من به آمار زمين مشكوكم

 اگر اين شهر پر از آدمهاست

 پس چرا اين همه...

               

                        دلها تنهاست ؟؟

 



| *| چهارشنبه 22 آبان1387 10:9 «Tave» |
*~*~دیگر از من تا خاك شدن راهی نیست~*~*

من به درماندگی صخره و سنگ

من به آوارگی ابر ونسیم

من به سرگشتگی ‌آهوی دشت

من به تنهایی خود می مانم

من در این شب كه بلند است به اندازۀ حسرت زدگی

گیسوان تو به یادم می آید ...

من در این شب كه بلند است به اندازۀ حسرت زدگی

شعر چشمان تو را می خوانم ...

چشم تو چشمه شوق

چشم تو ژرفترین راز وجود

برگ بید است كه با زمزمه جاری باد

تن به وارستن عمر ابدی می سپرد

تو تماشا كن

كه بهار دیگر

پاورچین پاورچین

از دل تاریكی می گذرد

و تو در خوابی

و پرستوها خوابند

و تو می اندیشی

به بهار دیگر

و به یاری دیگر

نه بهاری

و نه یاری دیگر

حیف

اما من و تو

دور از هم می پوسیم

غمم از وحشت پوسیدن نیست

غمم از زیستن بی تو دراین لحظه پر دلهره است

دیگر از من تا خاك شدن راهی نیست

از سر این بام

این صحرا این دریا

پر خواهم زد خواهم مرد

غم تو این غم شیرین را

با خود خواهم برد ...

 



| *| جمعه 17 آبان1387 13:27 «Tave» |
*~*~راه ~*~*

پرواز    

پاداش شکیبایی پروانه است    

نه من.    

که تاروپود پیله ام از جسم و روحم گذشته است...   

از مرز شعر و شعار که گذشتم    

دلم می خواست راهی بیابم از درون تاریکیهای جهل و خودخواهیم    

راهی که هیچکس دیگر نرفته باشد    

راهی به سرچشمه نور    

دلم می خواست    

از این شفیرگی هزارساله دربیایم    

شاید شفیره هم نیستم ،

همان کرم ناچیزم ، که واژه هایم را نشخوار می کنم    

راه زیادی مانده    

باید هزار سال دیگر در این پیله کتاب قلندر و قلعه را بخوانم    

پرواز     

پاداش شکیبایی پروانه است.

 



| *| یکشنبه 12 آبان1387 23:18 «Tave» |
*~*~...~*~*

صد مثنوي سكوت

بعدش سه نقطه چين....

سنگيني سه نقطه چين.....مرا پير ميكند.....



| *| سه شنبه 7 آبان1387 15:8 «Tave» |